خرید بک لینک
همیشه ابلهانه می پنداشتم که ،

انسانی صادق ، دلسوز و مهربان ، با گذشت ،باهوش، انساندوست ،متفکر و... بوده ام.

حالا که با خودم تنها می شوم من این سوی آینه و من دیگری آن سوی آینه

می بینم ،حسود ، خودخواه،بی گذشت،احمق و ساده لوح و مردم آزار بوده ام،

کسی که میلش را به زندگی از دست می دهد ، کسی است که تحمل خود واقعی اش برایش دشوار می شود، پذیرفتن آنچه هستی به جای آنچه دوست داری باشی رنج آور است.

شعور هستی مرا ببخشاید.

برچسب: مسئولیت ما در برابر خودمان, نویسنده: میلاد اسدی تاريخ: سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 5:54

جناب کیارستمی جان

سلام ، آن سو چه خبر؟ خبری نیست یا خیلی خبرهاست؟

امید دارم که خبر های خوشی باشد، چرا که من مثل شما نمی اندیشم که ، زندگی فرصت یگانه ای است ،و زندگی بر مرگ سوار است و چهار نعل می تازد.

مثل شما شیفته زندگی نیستم و بر خلاف شما هر روز و دقیقه و لحظه از خودم می پرسم

آیا ارزش دارد ، ماندن؟

زندگی لعنت شده و کساد مثل بساط پیرمردی دستفروش...

برچسب: سواليف,سوالات,سوال,سوال جري,سوالات خواستگاری,سوال شوز,سوالف,سوالف طفاش,سوالات شرعی,سوالات امتحان نهایی, نویسنده: میلاد اسدی تاريخ: سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 5:54

در طلب زهره رخ ماهرو

می نگرد جانب بالا دلم

برچسب: جانب بالانجليزي,مینگرد جانب بالا دلم,معنى جانب بالانجليزي,معنى كلمة جانب بالانجليزي, نویسنده: میلاد اسدی تاريخ: سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 5:54

زین گونه ام که در غم غربت شکیب نیست

گر سر کنم شکایت هجران غریب نیست

جانم بگیر و صحبت جانانه ام ببخش

کز جان شکیب هست و زجانان شکیب نیست

گمگشته دیار محبت کجا رود

نام حبیب هست و نشان حبیب نیست

عاشق منم که یار به حالم نظر نکرد

ای خواجه درد هست ولیکن طبیب نیست

"ه الف سایه"

برچسب: یار به حالم نظر نکرد,یار به حالش نظر نکرد,عاشق منم که یار به حالم نظر نکرد,عاشق منم که یار به حالم نظر نکرد اصفهانی,عاشق که شد یار به حالش نظر نکرد,دانلود آهنگ عاشق منم که یار به حالم نظر نکرد,دانلود عاشق منم که یار به حالم نظر نکرد,شعر عاشق منم که یار به حالم نظر نکرد, نویسنده: میلاد اسدی تاريخ: سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 5:54

گرچه می گفت که زارت بکشم می دیدم

که نهانش نظری با من دلسوخته بود

برچسب: نویسنده: میلاد اسدی تاريخ: سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 5:54

از همه نومید شد مسکین کیا پس برآرد هر دو دست اندر دعا

کز همه نومید گشتم ای خدا اوّل و آخر تویی و منتها

دفتر سوم مثنوی قصه ی دقوقی

برچسب: نویسنده: میلاد اسدی تاريخ: سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 5:54

صفحه بندی